اگر “خونینشهر”، شهید شهرها باشد، بیگمان “دزفول” شهید گمنام شهرهاست. بلد الصواریخ (شهر موشکها) همانجایی که ۳۰۰ بار حملهی هوایی، ۲۵۰۰ بار توپباران و ۱۷۶ موشک اسکادی هم نتوانست مقاومت مردمانش را در هم بریزد.
اگر خرمشهر ۳۴ روز مقاومت کرد، دزفول ۲۶۰۰ شهید تقدیم کرد و ۲۷۰۰روز مقاومت کرد! آماری که تحقیقاً از آمار شهدای برخی استانها هم بیشتر است. گردانهای خط شکن “عمار” و “بلال” در لبهی جلویی منطقهی نبرد بودند و پدر و مادر و فرزند و همسرشان در لبهی جلویی قتلگاه!
اگر مادری، تصور کن داغ دل مادری را همسر و فرزندانش در جبهه بودند و موشک تنها در یک شب ۲۱ تن از اعضای خانوادهاش را که برای عروسی جمع شده بودند از او گرفت!
اگر پدری، تصور کن تمام زندگییت یک خانه باشد و موشک یک شبه آنرا نیست کند و ۲ پسر و ۳ دخترت هم پودر! دوباره میسازی باز هم یک شبه نیست میشود و همسرت پودر ! و دوباره میسازی و این بار حسینه و جایی برای رزمندگانش میکنی، چون که از اعضای خانوادهات دیگر چیزی باقی نمانده.
اگر برادری، تصور کن جایی موشک بزند، تو و خواهرت در همان عالم نوجوانی سوار بر دوچرخه به آنجا میروید و دوباره موشک همانجا، گرد و خاک به هوا، آرام که میشود از کل خواهرت فقط یک دست عروسکش باقی مانده باشد.