با تشکر از مسولین برگزاری مسابقات پیشکسوتان و با تشکر ویژه از علاقمندانی همچون آقای پدرام که به نظر میرسد بیشتر از فدراسیون “ارزشهای ورزشی” را دریافته اند و با نیات خیر خود قدر پیشکسوتان را دانسته و نگاه و توجه معنی دار تری به ورزش و ورزشکاران این حوزه دارند.
با عنایت به برگزاری این مسابقات نکات زیر قابل بحث و بررسی است که از دوستان موافق و مخالف نیز خواهشمنم در قالب نظر در این بخش و یا بصورت جداگانه به آنها بپردازند:
۱- ماهیت وجودی مسابقات در رده های سنی مختلف سنی در کشور چیست و تفاوت آنها از نظر منافع و مخارج برای یک سازمان چه چیزهایی میتواند باشد؟
۲- تعداد نفرات حاضر در دسته جات و رده های سنی مختلف با چه معیار واستانداردی تعیین میگردد؟ … مثلاً چرا در رده های مختلف سنی ۸ نفر در هر رده حضور دارند و در رده ۴۰ تا ۴۹ که مدعیان قهرمانی و متقاضیان حضور بسیارند فقط ۴ نفر باید باشند؟؟؟؟؟(البته نا گفته نماند، یکی از دلایل روشنی که باعث عدم حضور بسیاری از دوستان در این نوع مسابقات میباشد، همین موضوع است).
۳- آیا تراکم و کثرت بازیکن در رده های سنی مختلف نیز میتواند یکی از عوامل موثر بر نوع تصمیم گیری فدراسیون نسبت به تعداد حاضرین در رده های سنی باشد یا خیر؟ و اگر خیر چرا؟
۴- چرا باید مسابقات بصورت فشرده و در دو روز متوالی برگزار گردد؟ بطوریکه یک بازیکن از دور مقدماتی تا آخر مسابقات مجبور به تحمل فشار مسابقه (حدود ۱۷ بازی متوالی در ۲ روز) بوده و بدیهی است که این عامل نزول کیفیت بازیها و به تبع آن سطح کیفی مسابقات و باعث بروز حوادث و عوارض بیشمار نزد بازیکنان در حال و آینده میباشد، این در حالیست که شعار ورزش ، سلامتی افراد است!!!!
۵- ابتدایی ترین تکنیکهای مدیریت حوزه های مختلف (که حوزه ورزشی نیز مستثنی نیست)به استنباط این حقیر ، کشف و بکار گیری نیروهای از دیده پنهان مانده و استفاده از پتانسیلهای موجود در بخشهای مختلف با کمترین هزینه و بیشترین خروجی در سایه هم افزایی در سیستم میباشد.
مع الوصف، در دوره قبلی این مسابقات و موج نارضایتی حاضرین در مسابقات اعم از بازیکنان و تماشاگران نسبت به فقدان داور در مسابقات که از زیبایی مسابقات کاسته بود و مشکلاتی را نیز به همراه داشت، یکی از معضلات برگزاری بود که در این راستا، اینجانب پیشنهادی را به مسوولین برگزاری و … ارائه نمودم که میتوانست به مدیریت این ورزش (اگر چنانچه این ورزش و پیرامون آن پیش پا افتاده و بی ارزش تلقی نمیشد) کمک بسیاری کرده و قطعاً پیشنهاد مفیدی نیز بود.
پیشنهاد و منطق آن به قرار زیر بود:
۱- قطعاً، داوران بسیاری در صف انتظار دریافت مدارج بالاتر داوری در کشور هستند.
۲- بسیاری از مسابقات برخی از رده ها بدون داوری برگزار میشود.
۳- داوران در صف انتظار (بند۱) برای ارتقا و کسب مدارج بالاتر نیازمند عبور از محدودیتها و احراز شرایط و فاکتورهای حضور میباشد.
۴- تجربه داوری برای داوران بسیار مفید است، علی الخصوص در سطح کشوری.
۵- هزینه برای فدراسیون مهم است!
نتیجه و پیشنهاد:
با توجه به بندهای فوق الذکر، فدراسیون میتواند یکی از پیش نیازهای کسب مدارج بالاتر را الزام داشتن سابقه داوری (به تعداد ؟؟؟ که قابل بررسی است)در سطح کشوری ، اعلام نماید ، بطوریکه مثلا اگر قرار باشد کسی ازداوری درجه ۳ به درجه ۲ برسد باید ضمن گذراندن دوره آموزشی و قبولی در آزمون ، سابقه ۲۰ یا۳۰ داوری موفق در مسابقات تعیین شده (کلاسه بندی شده برای سطوح مختلف)از سوی فدراسیون و یا هیئتهای استانها در مدت معین داشته باشد ( و اگر فدراسیون و هیئتها به خاطر تکمیل ظرفیت داوری در مسابقات قابلیت بکارگیری نداشتند، بعد از مدت معین و با تایید هیئتهای هر استان) تا مجاز به ارتقاباشد.
حال میبینیم که بدون هزینه ، ضمن بالا بردن کیفیت مسابقات و جلب رضایت بازیکنان و تماشاگران و علاقمندان، حفظ وجاهت و شآن مسابقات و دست اندرکاران و….را درنظر گرفته ایم و توانسته ایم تجربیات بسیار ارزنده ای را نیز نصیب جامعه داوری نماییم و این هم افزایی فقط و فقط در سایه “”فعل مدیریت”” امکان پذیر است نه “”عنوان مدیریت””!!!!!!!
علیرغم ارائه پیشنهاد فوق باز هم شاهد فقدان داور و مشکلات یاد شده در این دور از مسابقات بودیم….!!!!!!!…. برداشت و قضاوت بعهده شما خوانندگان محترم این مطلب!