در میان مربیان کشور افرادی وجود دارند که هم در حوزه علمی غیر مرتبط (یعنی مدرک تحصیلی) در مدارج بالا قرار دارند و هم در حوزه بازیگری در این رشته ید طولانی داشته و هم در عرصه توسعه این ورزش سری در سرها داشته ودر نهایت اینکه در بخش مربیگری نیز در کارنامه خود بازیکنان برجسته ای را تربیت کرده اند….که البته هدف ما در این مبحث این افراد نیستند و موضوع ما آنان را دنبال نمیکند زیرا بالاخره کسی که اینگونه مدارک و مدارجی را داشته باشد تحت هر شرایطی پینگ پنگی و اهل این رشته محسوب شده و درد این رشته را بخوبی میداند و می بایست در هر فدراسیونی حضوری فعال و برجسته داشته باشد.
در ادامه به مبحث مقاومت و مخالفت با کارنامه دار کردن مربیان کشورخواهیم پرداخت:
آن دسته از کسانی که در عرصه تنیس رو ی میز کشور به نام مربی ومربیگری فعالیت داشته اما در کارنامه آنان حتی یک بازیکن پیدا نمی شود مطمئنا اولین کسانی خواهند بود که در برابر این مبحث که باید بصورت قانون؛ مدون گردد مقاومت و مخالفت خواهند کرد.
دسته دیگری در عرصه این رشته خصوصا در این دوره از فدراسیون بوده اند که باتوجه به اینکه هیچ فعالیت مشخصی وکمترین نقشی در هیئتهای شهرستانی و استانی نداشته اما یکشبه وتوسط همان رابطه ای که قبلا از آن نام بردیم به بالاترین مدارج ومراتب دست یافته اند.در نظر بگیرید که مربیان زحمت کشی در یکی از شهرستانها و استانها بصورت منظم و مرتب در حال بازیکن سازی یا زحمت و عرق ریختن برای نوجوانان و جوانان و دریک کلام توسعه این رشته هستند یک دفعه از منبعی متوجه می شوند که آقای فلانی که دوست فلان شخص در فدراسیون بوده و هیچ فعالیتی با هیئتهای تنیس روی میز نداشته فلان مسئولیت را در فدراسیون غضب کرده وبرکرسی آن تکیه میکند واز قضا در این آشفته بازار آماده سفرهای خارجی میگردد.
براستی و بصورت منصفانه چه کسانی در این ماجراها نقش داشته و این جریانات از اساس غلط را مدیریت میکنند؟
در اینکه آقای زارع پور بعنوان راس هرم فدراسیون مسئولیت آنچه را اتفاق می افتد مسئولیت دارد کمترین شکی نیست اما آیا هرکس در این فدراسیون هرکاری میکند می بایست گناهش به حساب رئیس فدراسیون نوشته شود؟
چه کسانی بدون در نظر گرفتن سلسه مراتب برخی افراد را که در حد مربیگری تیمهای ملی و بقیه پستها و منصبها نبوده اند پشتیبانی نموده است؟
چه کسی در فدراسیون بدنبال پهن کردن سیطره خود با یارگیری(نوچه مسلکی) از برخی افراد غیر صاحب نام که در این حد نبوده اند بوده است؟(البته انتقاد ما فقط در بعد ورزشی است والا در تمام ابعاد این نفرات سرآمد هستند.انشاالله).
آیا آقایانی که ادعای آنان گوش فلک را کر میکرد وکرده است واقعا بدنبال شایسته سالاری بوده اند؟یا در پی اهداف کاملا شخصی خود، در پی قبضه بیشتر ارکان فدراسیون بوده اند.
آیا انصافا برخی مربیان فعلی که در تیمهای ملی مشغول به فعالیت هستند سرآمد مربیان و بازیکن ساز بوده اند؟
همه ما بخوبی میدانیم که هرگز این چنین نیست ووقتی به این نتیجه باطنی برسیم که برخی البته برخی مربیان فعلی درسابقه وکارنامه خود حتی یک نونهال را پرورش نداده کافیست تا بقیه ماجرا رابصورت منطقی بدانیم و درک کنیم.
چه کسانی این افراد را به جناب رئیس معرفی کرده اند؟
از همه این حرفها مهمتر اینکه وقتی مربیان صاحب نظر کشور که در کارنامه وسابقه خود بازیکنان زیاد و ملی پوشان خوبی تربیت کرده می بینند که کسانی که هیچ سهمی در توسعه و آموزش و خون دل خوردن این رشته که به اینجا رسیده نداشته اند واصلا تا یک سال پیش اسم ونام و خبری از آنان نبوده برمسندهای مهم ملی دست یافته اند ،چه حالتی پیدا میکنند؟
چه کسی باید پاسخگوی این مصائب باشد؟اگر اشغال و غضب این مسندها غیر فنی و غیر کارشناسی می بود هرگز به شکل فعلی وارد این مبحث مهم و استراتژیک نمی شدم اما حقیقت آن است که منظورو غرض ما دقیقا اشغال پستهای کارشناسی و کاملا فنی است.
آقایان خودشان با دیده انصاف و عدالت وبا در نظر گرفتن اصل بیطرفی به این موضوع توجه کرده و با خدای خود به نتیجه برسند!
متاسفانه برخی مربیان فعلی در خفا یعنی سیستم ناعادلانه پشت سرحرف زدن ،عنوان کرده اند که مگر ما باید در کارنامه خود بازیکنی را داشته باشیم؟ افکار عمومی خودشان در این باره قضاوت نمایند.
همین که برخی از این افراد متوجه شده که در کارنامه خود بازیکنی نساخته اند تکیه کردن غیرقانونی براین مسندهای حساس را به اثبات رسانیده است.
شرط مربیگری و اصل مربیگری در تیمهای ملی بازیکن سازی آن هم از نوع ملی و برجسته و طراز اول است،در مراحل بعدی میتوان کاردانی ؛علم به این رشته و مدارک تحصیلی و …را مورد بررسی قرار داد.
امروزه همه ما بخوبی شاهد هستیم که گرفتن برخی مدارک در کشور ساده تر از خوردن آب است!
همین ساده بودن و عدم سختگیری در دادن مدارک حساس مربیگری باعث شده که کم کم و در حال حاضر تعداد مربیان در سطح کشور بیشتر از بازیکنان آن گردد.
متاسفانه سیستمی در تنیس روی میز کشور ایجاد شده که بسیار خطرناک و تهدید آمیز است. همینکه بسیاری از مربیان به سمت مدرک گرایی سوق داده می شوند و همینکه مربیان کشور که باید بدنبال بازیکن سازی و عرق ریختن در سالنهای ورزشی باشند دنبال روش ساده یعنی آنالیز ،صرفا گرفتن مدارک مربیگری و…مدیریت و تیم داری گردند بالاترین ضربه به این رشته مظلوم و بی پناه است.
سفارش میکنم که برخی دوستان بجای اینکه همواره بدنبال توجیه و تطهیر خود باشند بهتر است با ساده ترین روش اشتباهات خود را بپذیرند.پذیرش اشتباه گامی مثبت و اصرار بر گناه ویرانگر است.
مدیر سایت: سید منصور علوی